خانه » گالری عکس » عکس های جالب و دیدنی » سریال نبرد گلها | داستان قسمت آخر سریال نبرد گلها!/ عکس های امید و گلرو
 

سریال نبرد گلها | داستان قسمت آخر سریال نبرد گلها!/ عکس های امید و گلرو

 

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

سریال نبرد گلها | داستان قسمت آخر سریال نبرد گلها!/ عکس های امید و گلرو

گلرو در یکی از محله های کناری استانبول به دنیا اومده و در کاخی که باباش در اون باغبون هستش بزرگ شده . ولی هنوز یه پاش هم در همون محله قدیمی و ساده و صمیمی خودشونه . گلرو بین محله قدیم و کاخی که توش بزرگ شده در رفت و آمده و دنیای کوچیک خودش رو داره . گلرو در زندگیش چند تا قهرمان داره : باباش صالح ، عشق دوران بچگیش مرت ، خواهراش و دوستش جهان . ولی یکی دیگه هم هست به نام گل فام سیپاهی که گولرو از بچگیش طرفدار اونه ولی خونواده گلرو و مرت از این طرفداری و دوست داشتن خوششون نمیاد و این کینه قدیمی با بازگشت گل فام به کاخ دوباره شعله ور میشه و ….

اما قسمت آخر سریال نبرد گل ها : 

صدای تیر میاد و امید تفنگ رو از گلفام میگیره و به گلرو میگه خوبی؟و گلرو یاد حرف گلفام میفته که میگه،تو این دنیا بزرگترین و تنهاترین دشمن من خواهرم است و خواهرای گلرو میان و غنچه میگه شلیک کرد؟صدای شلیک اومد.امید به آمبولانس زنگ میزنه و مسعوده به گلرو میگه،چی شد آبجی،چرا حرف نمیزنی؟چیزی شده؟ و گلرو میگه،دروغ میگه و مسعوده میگه،چه کسی دروغ میگه و گلرو همش میگه،دروغ میگه و از هوش میره و امید،گلرو رو میبره تو اتاقش و مسعوده به خالده میگه،با خواهرم چه کار کردین و از تیمارستان میان و خالده رو میبرن و خالده میگه،اون باعث شد،اون باعث همه چیز شد و مسعوده به گلفام میگه،مادرت چی میگه؟و گلفام میره بیرون و چیچک و تانر میان و چیچک میگه،چی شده گلفام خانم؟و گلفام میگه،همه چیز رو فهمید.

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

داستان قسمت آخر سریال نبرد گل ها و عکس های امید و گلرو در سریال نبرد گلها

گلرو به هوش میاد و میگه،دروغ میگه!و امید میگه،آروم باش و مسعوده میاد و میگه،اون به تو چی دروغ گفت؟به من بگو گلرو و امید میگه،حال گلرو خوب نیست و مسعوده میگه،تو بگو چی گفت؟

مسعوده میره بیرون و فریاد میزنه و میگه،بابا!بابا!تو با ما چه کار کردی بابا!

گلفام میره خونه تیبت.

فردا صبح،گلرو به امید میگه،دیدی که دیشب چه کار کرد؟اینقدر از من میترسه،که میخواست من رو بکشه و من دیشب فهمیدم که خالده،مادرم رو کشته و من میخوام ازش شکایت کنم.

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

مسعوده میره خونه تیبت و میبینه که گلفام و تیبت تو اتاق خوابیدند و مسعوده میخواد بره و تیبت میگه،کجا فرار میکنی؟اون بالا چه کسی بود؟چه کسی داخل اون اتاق بود؟اونی که داخله خواهر تو است! و تیبت و مسعوده با هم حرف میزنند و مسعوده میره پیش گلفام و میگه،نه از تو به ما خواهری میرسه و نه از ما به تو.

تانر و محبوبه میرن شرکت و سلین میاد و میگه سلام و تانر میگه،سلام چه خبر و سلین میگه،هیچی خداحافظ و تانر به محبوبه میگه،این چرا اینطوری بود و محبوبه میگه،تو به این دختر امیدی دادی و رابطه داری و تانر میگه،نه این چه حرفیه و محبوبه میگه،اگه به خاطر این دختر،از چشم عروسم اشک بیاد،تو رو حلال نمیکنم و تانر میره و به سلین میگه،من چه زمانی به تو زنگ زدم و بینمون چیزی هست! و تو تونستی مادرم رو فریب بدی ولی نمیتونی که من رو فریب بدی و گلرو میاد و به سلین میگه،چه خبره و سلین میگه،تو باید کاری کنی که،چیچک و تانر،از هم طلاق بگیرن وگرنه این صدایی که از تو ضبط کردم رو پخش میکنم و اون صدا هایی رو که ضبط کرده رو میزاره که گلرو داره،میگه،که باید از کارهای گلفام باخبر باشم و…سلین میگه اگه این کار رو نکنی،همه ترکیه این ها رو میشنون و میگه چی شد،نمیخوای که به خواهرت خیانت کنی

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

گلرو میگه،باشه این کار رو انجام میدم.

امید میره پیش گلفام و میگه،گلرو هر کاری کنه و از تو هرچقدر نفرت هم داشته باشه،اون معنی خانوداه بودن رو میدونه.

گلرو میره خونه و مسعوده میگه،خوبی آبجی؟ و غنچه میگه،اگه نگاه کنی میفهمی که چقدر خوبه و به ما بگو که گلفام بهت چی گفت گلرو،بگو که ماهم بدونیم.گلرو میگه، من از شما میخوام که دیگه در مورد این موضوع چیزی نپرسین و من.. و مسعوده میگه،تو،تو،تو گلرو،همش تو،تو نمیخوای که ما چیزی بگیم،همش تو،تو،اینقدر تو نگو.گلرو به ما بگو که دیشب چی شد و گلرو میگه،من برای حرف زدن‌چیزی ندارم و گلفام صدای مسعوده رو میشنوه و میره و میگه،من میگم،ما خواهر هستیم،من دختر باغبون هستم،آزمایش دادم و معلوم شد.و شاید برای تو گلرو یا برای همه شما،غیر باور باشه،اما این واقعیت است.و گلرو میگه،تو داری چی میگی؟ و گلفام میگه،این رو از خودم نمیگم،مادرم و بابات،عاشق هم بودند،بابات سرباز بود،با مادرم قرار بود که ازدواج کنه،پدرت به مادرم،امید داد و گلرو میگ،دروغ است،مادرت دروغ میگه وگلرو میگه، مادرم،صبر کرد و عاشق پدرت بود و گلرو میگه،ساکت باش و گلفام میگه،مادرم متوجه شد که حامله است، و آدرس بابات رو پیدا کرد و وقتی رفت،عروسی بابات و مامانت رو دید و گلرو میگه،اسم مامانم رو به زبونت نیار و گلفام میگه،بابات از بودن من خبر نداشت که ازدواج کرد،بابات، از اینکه من دخترش هستم باخبر نشد و مُرد و گلرو میگه،تو اون رو کُشتی،تو بابام رو کُشتی، و گلرو ،رو به خواهرش میکنه و میگه،این زن،پدرمون رو کُشت و دخترش،پدرمون رو و مادرش،مادرمون رو کُشت،خالده،مادرمون رو کُشت.و مسعوده میگه،چی؟ چی گفتی؟ و غنچه میگه، چی؟ مادرمون چی؟و مسعوده،گریه میکنه و فریاد میزنه،مامان،مامان.

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

گلرو با تیبت میره رستوران و شام میخورن و حرف میزنن و تیبت،گلرو رو میبره خونه و گلرو،مست بود و تیبت،تا دم در میاردش و گلفام،میبینتشون و به گلرو میگه،بعد از امید،تیبت! هدف جدیدت است و گلرو میگه،ترسیدی و گلفام میگه،نه،اعصبانی شدم.

گلفام میره پیش تیبت و میگه،اون داره تو رو بازی میده و تیبت میگه،چی؟میدونی داری چی میگی؟

چیچک میاد شرکت و سلین و گلرو از روی قصد،همین که چیچک میاد پشت در،گلرو میگه،تو چه کار کردی؟ و سلین میگه،تانر همش به من زنگ میزنه و گلرو میگه،تانر،شوهر خواهر من است،تو با اون چه کار داری؟و گلرو میگه،من میدونم که تانر،همش میخواد به تو نزدیک بشه و من گفتم که تو به زنگ هاش جواب نده و به پیامک هاش جواب نده،و چیچک با گریه از اونجا میره

گلفام به دویگو میگه،من تو مرگ بچه ات اصلا نقشی نداشتم و قسم میخورم که نمیدونستم که خالده،میخواست این کار رو انجام بده،و دویگو میگه،چرا الان،چرا الان داری این ها رو میگی؟ و گلفام میگه،میخوام که باور کنی،من باعث این کار نبودم و دویگو میگه،من الان به تو باور دارم.

چیچک داره وسایلش رو جمع میکنه و تانر میاد و چیچک،تانر رو سیلی میزنه و حلقه اش رو در میاره و پرت میکنه طرف تانر و از خونه،تانر میره.

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

گلرو میره خونه،و میبینه که امید براش،یک لباس عروس خریده و لباس عروس رو میپوشه و امید میاد و میگه،دیگه تو گلرو حکیم اوغلو هستی.

گلرو میره خونه تیبت و گلفام میبینه و زنگ میزنه به امید و میگه،گلرو رفته اونجا،و گلرو به تیبت میگه،من کنار تو احساس راحتی و آزادی میکنم و انگار که خیلی خوب خودم رو میشناسم و تیبت میگه،تو با خواهرت این کار رو کردی،اون جانور تو هستی گلرو و به گلرو میگه از خونه من برو بیرون و گلرو میره که سوار ماشینش بشه،امید میاد و میگه،چرا؟ و گلرو با امید حرف میزنه و بهش میگه،اون زمانی بود که گلرو چلیک،دوست داشت که گلرو حکیم اوغلو بشه اما،دیگه گلرو چلیک نیست و گلرو چلیک مُرد و گلرو،حلقه اش رو در میاره و میزاره تو دست امید و میگه،من فقط گلرو سپاهی هستم و از اونجا میره.

گلرو داره خبرها رو نگاه میکنه،که نوشته،گلفام سپاهی ورشکسته شد.

گلفام،همه وسایلش رو میفروشه و میخواد،از اون خونه بِرِه.

سلین،به گوشی،گلرو زنگ میزنه و محبوبه بر میداره و سلین فکر میکنه که گلرو است،و میگه کارمون خیلی خوب بود و چیچک و تانر دیگه فکر نکنم،باهم خوب بشن و محبوبه،از همه چیز باخبر میشه.

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

محبوبه میره و همه چیز رو به همه میگه و مسعوده و چیچک میگن،آبجی بگو که دروغ است و گلرو چیزی نمیگه و چیچک میگه،تو از زندگی من چی خواستی؟از خوشبختی من چی میخوای؟ و گلرو به مسعوده میگه،آبجی! و مسعوده میگه،به من آبجی نگو،من خواهر تو نیستم،و تو دیگه،شدی!گلرو سپاهی شدی! شدی! گلرو سپاهی شدی!

گلرو میره پیش گلفام و گلفام میگه،من دارم میرم،تو برنده شدی،وگلرو میگه،من گفته بودم که برنده میشم،و گلفام میگه،تو میخواستی گلفام سپاهی بشی،وحالا گلفام سپاهی شدی،و گلفام،گلرو رو بغل میکنه و میگه،گلفام سپاهی شدی خواهر عزیزم و از این به بعد تو زندگیت،این که چی میشه،سپری خواهد شد.

و همه از اون خونه میرن ،مسعوده و جانر،چیچک و تانر،غنچه و اسماعیل،گلفام و تیبت.

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

امید هم از اون محله،میره

و چند سال بعد میشه،که گلرو خیلی موفق شده و خدمتکارهای جدید میان و گلرو میره پیش،دختر بچه ایی که برای خدمتکارها است و بهش میگه اسمت چیه و میگه اسمم آیشه گل است و گلرو میگه،دوست داری چه کاره بشی و آیشه گل میگه،دوست دارم،گلرو سپاهی بشم و گلرو خیلی متعجب میشه(اگه یادتون باشه،گلرو دوست داشت که گلفام سپاهی بشه و وقتی اون دختر بچه گفت که میخوام،گلرو سپاهی بشم،یاد بچگی خودش افتاد)پایان

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

سریال نبرد گلها

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

عکس های قسمت آخر سریال نبرد گلها

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

سریال نبرد گلها | خلاصه قسمت آخر سریال نبرد گلها

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

عکس های داغ از بازیگران سریال نبرد گلها

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

عکس های گلرو در سریال نبرد گلها

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

عکس های گلفام در سریال نبرد گلها

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

عکس های سریال نبرد گلها

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

قسمت آخر سریال نبرد گلها,نبرد گلها ,عکس های سریال نبرد گلها

منبع:تاپ ناز

 
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

این سایت در ستاد ساماندهی وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است. کپی برداری از مطالب سایت با درج لینک منبع مجاز می باشد. سایسون