خانه » گالری عکس » عکس های پشت صحنه سریال ها » صفیه سلطان زن صیغه ای و معشوقه ای خاص برای شاه
 

صفیه سلطان زن صیغه ای و معشوقه ای خاص برای شاه

صفیه سلطان زن صیغه ای و معشوقه ای خاص برای شاه

صفیه سلطان زن صیغه ای و معشوقه ای خاص برای شاه

قصد داریم شما را با صفیه سلطان آشنا کنیم. صفیه سلطان زن قدرتمندی در زمان عثمانی بود که گفته می شود هیچگاه همسر دائمی شاه نشد.

صفیه سلطان یک زن خاص عثمانی

صفیه سلطان ( ۱۵۵۰ تا ۱۶۱۹ ) یکی از زنان خاص عثمانی ، معشوقه محبوب مراد سوم و بعنوان مادر محمد سوم , والده سلطان نیز بود. صفیه یکی از چهره های شاخص در زمان زمامداری زنان در حکومت عثمانی بود. او در امپراطوری عثمانی در طول سلطنت ۷ تن از پادشاهان عثمانی زندگی کرده است، سلطان سلیمان کبیر، سلیم دوم، مراد سوم، محمد سوم ،احمد اول ، مصطفی اول و عثمان دوم.

پیشینه صفیه سلطان

هویت صفیه اغلب به واسطه نامادری ونیزیش اشتباه گرفته می شود، نوربانو سلطان (مادر شوهر صفیه سلطان) همچنین در القای این تفکر که صفیه نیز اجدادی ونیزی داشته بی تاثیر نبوده است. در حقیقت صفیه احتمالاً اصلیتی آلبانیایی داشته و در ارتفاعات دوکاجینگ متولد شده است.
در سال ۱۵۶۳، در سن سیزده سالگی او توسط هوشامه سلطان دختر شاهزاده محمد (پسر سلطان سلیمان و خرم سلطان )  بعنوان برده نزد مراد سوم جوان فرستاده شد. پس از نامیدن او به نام صفیه او به صیغه مراد (فرزند ارشد سلطان سلیم دوم) در آمد. در ۲۶ می ۱۵۶۶ او اولین فرزند خود و مراد به نام محمد سوم را به دنیا آورد یعنی همان سالی که سلطان سلیمان کبیر درگذشت.

صفیه سلطان بانوی خاص

صفیه تنها زنی بود که مراد قبل از رسیدن به سلطنت با او رابطه داشت و این رابطه تک همسری تا سالها بعد از به سلطنت رسیدن مراد نیز ادامه داشت. اما مادر مراد به نام نوربانو به مراد توصیه کرد که برای داشتن چندین شاهزاده با دیگر زنان حرم نیز رابطه داشته باشد چرا که تا سال ۱۵۸۱ تنها یک پسر از مراد و صفیه به نام محمد به دنیا آمده بود.
در سال ۱۵۸۳ نوربانو ، صفیه را متهم کرد که برای وفادار نگه داشتن مراد به خود و جلوگیری از رابطه وی با دیگر زنان حرم از سحر و جادو استفاده می کند. این تهمت موجب زندانی شدن و شکنجه خدمتکار صفیه شد. خواهر مراد به نام اسمهان Esmehan  دو تن از زنان زیبای حرم را به مراد معرفی کرد که مراد نیز آنها را پذیرفت. که پس از آن مراد صاحب ۲۰ پسر و ۲۷ دختر شد!

راویان ونیزی عنوان کرده اند که گرچه این کار برای صفیه بسیار سخت و تلخ بود اما او وقار خود را حفظ کرد و هیچ نشانه ای از حسادت نسبت به سایر زنان حرم که به نزد سلطان می رفتند از خود نشان نداد. حتی خودش دست به کار شد و زنان بیشتری را به حضور سلطان فرستاد و این عمل وی موجب شد که شان و منزلتش نزد سلطان بیشتر شده و سلطان ارزش بیشتری برای وی قائل شود و در امور سیاسی خصوصاً پس از مرگ نوربانو بیشتر با وی مشورت کند.

در سالهای واپسین سلطنت مراد ، صفیه مجدداً به عنوان تنها  زن همدم وی شد. به هرحال بعید به نظر می رسد که صفیه هرگز به عقد مراد درآمده باشد. اگرچه مصطفی علی تاریخ نگار دربار عثمانی از او با عنوان همسر عقدی مراد یاد کرده است اما راویان ونیزی و سفیران انگلیسی این مساله را انکار کرده اند.
همانطور که جویوانی مورو  Giovanni Moroدر سال ۱۵۹۰ گزارش داده صفیه یکی از زنان تاثیر گذار حرمسرا بود وی از اختیاراتی که بواسطه مادر شاهزداده بودن به وی داده شده بود استفاده می کرد و در مسائل مربوط به روابط با کشورهای خارجی دخالت می کرد و نظریاتش در این زمینه بسیار مورد احترام قرار می گرفت و سلطان نیز از آنجائیکه او را زنی عاقل و خردمند می دانست  به نظریات وی گوش می داد.

صفیه سلطان زن صیغه ای و معشوقه ای خاص برای شاه

نقاشی که از چهره صفیه سلطان کشیده شده است

فرزندان صفیه سلطان

محمد سوم: او پس از مرگ پدرش مراد سوم به سلطنت رسید.
شاهزاده عثمان تولد در مانیساManisa
عایشه سلطان
فاطمه سلطان

وقتی صفیه سلطان والده سلطان شد

زمانی که مراد در سال ۱۵۹۵ درگذشت. صفیه مقدمات به سلطنت رسیدن فرزندش محمد را فراهم کرد و خودش به مقام والده سلطانی یکی از قدرتمندترین مقام های تاریخ عثمانی رسید. تا زمان مرگ فرزندش در سال ۱۶۰۳ سیاست عثمانی بر اساس نظر گروهی به رهبری وی و غضنفر آقا GazanferAğaیکی از خواجگان سفید پوست حرم و رئیس اندرونی (درون کاخ امپراطوری عثمانی) تعیین می گردید.

صفیه تا زمان مرگ پسرش مبلغ قابل توجهی در حدود ۳۰۰۰ آسپر در روز به عنوان مواجب دریافت می کرد. زمانی که محمد سوم در سال ۱۵۹۶ به جنگ مجارستان رفت، قدرت را به مادرش سپرد و او را مسئول اداره خزانه کرد. در خلال این حکمرانی موقت صفیه پسرش را متقاعد کرد تا حکم قاضی استانبول را لغو کند و دامادش وزیر اعظم ابراهیم پاشا را به جای او مسئول اداره امور کند.

مهمترین بحرانی  که صفیه در دوران والده سلطانی خود با آن مواجه شد ، دردسری بود که از جانب گیرای مورد اعتمادش اسپرانزا مالچی Esperanza Malchiبرای وی بوجود آمد.(با توجه به زندگی منزوی زنان حرمسرا، آنها معاملات مالی خود را از طریق زنان یهودی (گیرا) انجام می دادند.)
در سال ۱۶۰۰ سواره نظام سلطنتی در اثر تحریکات مالچی (گیرای صفیه) و پسرش که ثروتی بیش از ۵۰ میلیون آسپر اندوخته بودند دست به شورش زدند.
یکی دیگر از دلایل این شورش حقوق اندکی بود که به سربازان پرداخت می شد و موجبات نارضایتی آنان و مقدمات شورش را فراهم آورده بود. صفیه مسئول این شورش شناخته شد چون مالچی برای او کار می کرد. سلطان با قساوت تمام مالچی و پسرش را کشت. سلطان محمد سوم مجبور شد بگوید که با مادرش در این مورد رایزنی کرده  و مسببین این شورش را تنبیه خواهد کرد.

صفیه سلطان زن صیغه ای و معشوقه ای خاص برای شاه

صفیه برای اینکه از شک سربازان به نفوذ او بر تصمیمات سلطان جلوگیری کند پسرش را وادار کرد که به جای اینکه با امضای خودش  فرمانهای حکومتی را صادر کند از امضای وزیراعظم استفاده کند.
صفیه سلطان در قتل نوه اش محمود در سال ۱۶۰۲ دست داشت. محمود مطلع شد که یک پیشگوی مذهبی به مادرش پیغام داده که  سلطان محمد سوم ظرف شش ماه خواهد مرد و پسرش جانشین او خواهد شد. طبق گفته های سفیر انگلیسی محمود بسیار مضطرب گشته و همیشه از اینکه پدرش  بازیچه دست یک پیرزن یعنی مادر بزرگش است و اینکه مادربزرگش مملکت را به فساد تباهی کشانده و به هیچ چیز جز منافع خود و پول به چیزی فکر نمی کند ابراز نگرانی میکرده و اغلب اوقات این نگرانیهای خود را با مادرش که نزد صفیه چندان محبوبیتی نداشت در میان می گذاشته است. کم کم این افکار محمود سبب شد تا سلطان محمد سوم نسبت به محبوبیت فرزندش احساس حسادت کند و از آنجائیکه از جانب وی احساس دسیسه و خطر می کرد دستور داد تا او را خفه کرده و به قتل برسانند.

احمد اول در سال ۱۶۰۳ جانشین محمد سوم شد. یکی از اولین اقدامات مهم وی برکناری مادربزرگش از قدرت بود او صفیه را در ژانویه ۱۶۰۴ به کاخ قدیمی فرستاد. وقتی در سال ۱۶۱۷ مصطفی اول برادر احمد اول به پادشاهی رسید، مادرش حلیمه سلطان به عنوان والده سلطان روزانه ۳۰۰۰ آسپر (پول رایج آن زمان) دریافت می کرد حتی باوجود اینکه مادر شوهرش صفیه هنوز زنده بود. اما به هر صورت حلیمه در دوران بازنشستگی خود در قصر قدیمی در خلال حکومت پسرش تنها ۲۰۰۰ آسپر در روز دریافت می کرد. در خلال ماههای اول اقامت او در کاخ قدیمی که صفیه نیز در آن زمان هنوز زنده بود و شاید در همسایگی یکدیگر در کاخ قدیمی زندگی می کرده اند صفیه روزانه ۳۰۰۰ آسپر دریافت می کرد این در حالی بود که کوسم سلطان بانوی محبوب احمد اول نیز که در آن زمان در کاخ قدیمی زندگی می کرد روزانه ۱۰۰۰ آسپر دریافت می کرد.
تمامی پادشاهان در مسند قدرت از نوادگان صفیه بودند.

روابط خارجی در زمان صفیه سلطان

صفیه مانند نوربانو سیاستش این بود که با ونیزی ها رابطه خوبی داشته باشد و همیشه حامی سفیر ونیز بود.و یکی از این سفرا او را به عنوان “زنی پایبند به عهد و پیمان”  و قابل اعتماد به سنا معرفی کرد و عنوان کرد که من حقیقت را در قسطتنطنیه یافته ام بنابراین اگر می خواهید که همیشه در آرامش باشید قدرشناس و سپاسگذار صفیه باشید.

صفیه همچنین روابط خوبی با انگلستان داشت. او پسرش محمد سوم را متقاعد کرد تا اجازه دهد سفیر انگلستان در جنگ مجارستان او را همراهی کند. یکی از جنبه های منحصر به فرد زندگی اجتماعی صفیه این است که او خود شخصاً با ملکه الیزابت اول مکاتبه داشت. در این میان آنها به تبادل هدایا برای یکدیگر نیز می پرداختند. در یک زمان صفیه پرتره ای از ملکه الیزابت دریافت کرد که در ازای پارچه های لباسی نقره بافت ، کمربندی از نقره و دستمالهای زربافت از طلای متراکم بود که وی برای ملکه انگلستان فرستاده بود.

در نامه ای به تاریخ ۱۵۹۹ صفیه به درخواست ملکه برای داشتن روابطی خوب بین دو امپراطوری پاسخ می دهد:

“نامه شما را دریافت کردم. ان شاء الله اقدامات لازم مطابق آنچه شما خواسته اید را انجام خواهم داد.از این رابطه بسیار خشنود هستم. دائماً فرزندم ، پادشاه را نصیحت می کنم که به عهدو پیمان خود وفادار باشد از تکرار این حرفها با وی هرگز غفلت نخواهم کرد ان شاء الله شما هم در این رابطه متضرر نخواهید شدو امیدوارم که شما نیز همیشه به این رابطه دوستانه وفادار بمانید.
به خواست خدا امیدوارم که رابطه ما هرگز از میان نرود. شما برای من کالسکه ای فرستاده اید که دریافت کرده ام. با کمال میل آن را می پذیرم. من هم برای شما یک ردا، یک کمربند، و دو حوله حمام زربافت ، سه دستمال، یک تاج یاقوت و مروارید فرستاده ام . امیدوارم که کم ارزشی هدایای من را به من ببخشید.”

برای جلوگیری از بدخواهی دشمنان صفیه کالسکه هدیه ملکه الیزابت را پنهان کرده و تنها زمانی که در شهر گشت و گذار می کرد از آن استفاده می کرد.
این تبادل نامه و هدایا بین ملکه الیزابت اول و صفیه جنبشی جنسیتی در روابط دو کشور را بنا نهاد. با توجه به رسم و رسومات آن زمان که  پادشاهان از تبادل زنان برای برقراری روابط سیاسی، اقتصادی یا اتحاد نظامی بهره می بردند رابطه الیزابت و صفیه آنها را در موقعیتی قدرتمند قرارداد  نه اینکه به عنوان وسیله ای برای رسیدن پادشاهان به اهداف سیاسی .

اتفاق غیر معمولی که در رابطه صفیه و ملکه الیزابت رخ داد علاقه صفیه به پاول پیندر Paul Pindar، نماینده سفیر انگلستان بود که کالسکه اهدایی ملکه انگلستان  را برای صفیه آورد. بر طبق نوشته های توماس دالام Thomas Dallam( کسی که هدایای ملکه الیزابت را به محمد سوم تقدیم کرد) ، صفیه علاقه شدیدی به آقای پیندر داشت تا جایی که از او خواست که به خلوتش بیاید. اما قرار آنها به هم خورد.

صفیه سلطان زن صیغه ای و معشوقه ای خاص برای شاه

هولیا آوشار بازیگر نقش صفیه سلطان

کارهای عام المنفعه صفیه سلطان

صفیه به خاطر شروع به ساخت مسجد ینی  Yeni Mosque نیز شهرت دارد.مسجدی جدید در امینانو  Eminönü، استانبول در سال ۱۵۹۷٫ بخشی از منطقه یهودی نشین استانبول برای ساخت این مسجد تخریب شد تا زمین کافی برای ساخت مسجد در اختیار باشد. هزینه های زیاد ساخت مسجد موجب نارضایتی سربازان از صفیه شد تا جایی که خواستار برکناری وی شدند. در مقطعی محمد سوم صفیه را به کاخ قدیمی فرستاد. اگرچه وی دوباره به قصر بازگشت اما عمرش کفاف دیدن ساختمان تکمیل شده مسجد را نداد. بعد از مرگ محمد, صفیه قدرتش را از دست داد و برای همیشه به کاخ قدیمی فرستاده شد. ساخت مسجد برای چندین دهه متوقف شد و سرانجام در سال ۱۶۶۵ توسط والده سلطان دیگری به نام تورهان حدیث  TurhanHaticeمادر محمد چهارم به پایان رسید.

مسجد ملک صفیه

مسجد ملک صفیه مصر Masjid al-MalikaSafiyya به احترام صفیه نامگذاری شده است. نامگذاری این مسجد بیشتر به دلیل کمکهای مالی است که صفیه به این مسجد کرده نه به دلیل حمایت و پشتیبانی وی. ساخت مسجد توسط اوتامان آقا که مقام خواجه حرم را بر عهده داشت  و مسئول  زمین های وقفی اماکن مقدسه واقع در حجاز بود شروع شد. اوتامان آقا Uthman Agha برده، نماینده و مسول آرایشگری صفیه بود.

وفات صفیه سلطان

لسلی پیرس Leslie Peirce (تاریخ نگار) در کتاب خود اشاره کرده که در اولین ماه های ورود عروس صفیه سلطان به کاخ قدیمی صفیه هنوز زنده بوده است.که بدان معنی است که وی حداقل تا اواخر سال ۱۶۱۹  یعنی دوران زمامداری نوه ارشدش عثمان دوم زنده بوده است. صفیه در مقبره مراد سوم به خاک سپرده شد.

سیمرغ

 
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

این سایت در ستاد ساماندهی وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است. کپی برداری از مطالب سایت با درج لینک منبع مجاز می باشد. سایسون