خانه » گالری عکس » عکس های پشت صحنه سریال ها » عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت
 

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

“سریال دست سرنوشت” خلاصه داستان سریال دست سرنوشت

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

 

مثل هر سال امسال هم خانواده یروکهان در آنتاکیا دور هم جمع میشن . اولین محصول انار رو با آرزوی برکت برای همه جمع میکنن . در حالیکه همه چیز روبه راهه کیمت خانوم در مورد ناتوانی عروسش در به دنیا آوردن بچه به کنایه حرفی میزنه و همین حرف باعث میشه تا عروسش دفنه خیلی آزرده بشه و از شوهرش قهرمان بخواد تا به وسیله یک زن دیگه بچه ای به دنیا بیارن و بزرگ کنن ولی قهرمان این حرف رو بعد از یه مدت مخالفت شدید قبول میکنه . این زن کسی نیست جز الیف دختری که به تازگی مادرش پدرش رو کشته و مشکلات دیگه ای هم سر راهش قرار گرفته و بی خانمان شده و …

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

عکس های بازیگران سریال دست سرنوشت

در اولین روز برداشت محصول انار که خانواده یوروخان جشن می گیرند همه دور هم جمع شده اند و برای سلامتی و سودآوری بیشتر دعا می کنند.

در این جشن حرف هایی گفته می شود که به مذاق دفنه خوش نمی آید. همه او را سرزنش می کنند که چرا بچه دار نمی شود. شوهر او قهرمان از دفنه دفاع می کند و به همه می گوید که بچه دار شدن برایش اهمیتی ندارد.

اما دفنه که به شدت ناراحت است تلاش می کند و تصمیم جدی میگیرد که به هر قیمتی که شده است بچه دار شود. پس از مشورت با مادرشوهرش عفت آنها تصمیم میگیرند که با رحم جایگزین فردی دیگر بچه قهرمان را نگه دارند و پس از زایمان و به دنیا آمدن بچه فردی که استخدام شده است را مرخص کند.
اما این اتفاق زندگی خانواده یوروخان را برای همیشه تغییر می دهد.
دفنه پس از راضی کردن شوهرش قهرمان دختر زیبایی به نام الیف را برای رحم جایگزین پیدا می کند.

الیف که دختر زیبا و ساده اس است و به اجبار پدرش به ازای دریافت پول با مردی ازدواج کرده است. مادر این دختر برای حمایت از دخترش مقابل شوهرش او را ناخواسته می کشد و بعد از این قتل به استانبول فرار می کند که به زندان می افتد. اما الیف که با خواهر کوچکش زندگی می کند مجبور می شود پیشنهاد رحم اجاره ای را قبول کند و مجبور می شود بچه را در رحمش نگهداری کند.

الیف که فکر می کند بعد از ۹ ماه حاملگی و نگهداری از بچه می تواند پول را بگیرد و زندگی اش را از سر بگیرد با اتفاقات عجیبی روبرو می شود. گویا دفنه توانایی مادر شدن را نداشته است و بدنش تخمک گذاری نمیکرده و به همین دلیل عفت با دکتر قرار گذاشته که از تخمک خود الیف و اسپرم قهرمان استفاده کنند و این موضوع یک راز بین عفت و دکتر باقی بماند. امام همه فکر می کنند که بچه ای که در شکم الیف است بچه دفنه است در صورتی که الیف بچه خودش را باردار است!

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت ۱۳ سریال دست سرنوشت

قسمت ۱۳ – جمعه ۷ آبان
دافنه آزمایش  رو باز میکنه که بخونه ولی عفت سریع آزمایش رو ازش میگیره و میبره تو اتاقش و پاره میکنه،دافنه میاد دنبالش و میگه اون آزمایش چی بود؟عفت میگه آزمایش کلسترول و این چیزا بود دیگه،دافنه:ولی من اسم خودمو تو آزمایش دیدم،عفت: اشتباه کردی دخترم اون آزمایش مال من بود…عفت تیکه های آزمایش رو هم در آتش میسوزونه..کرم و مادرش رفتن سر خاک قدیر ولی نمیدونن که قبرش خالیه..ضیاخان و یعقوب،قدیر رو میبرن به کارگاه قدیمی و ضیاخان میگه اگه یبار دیگه بری سراغ کرم میکشمتالیف و قهرمان برمیگردن خونه ولی الیف خیلی ناراحته و میره تو اتاقش گریه میکنه،قهرمان هم قضیه رو برای دافنه و عفت تعریف میکنه..کرم و مادرش میرن رستوران و کرم راجع به الیف به مادرش میگه همین موقع قدیر زنگ میزنه به کرم و میگه شب همدیگرو ببینیم..دافنه به قهرمان میگه چطور مادر الیف همچین فکری کرده،این دختره تو چه وضعی بوده!قهرمان:الیف هیچ تقصیری نداره،دافنه:از وقتی الیف اومده همه چیز عوض شده تو همش سر من داد میزنی مامان آزمایش منو پاره میکنه،قهرمان:اره همه چیز عوض شده تو هم عوض شدی دیگه نمیشناسمت😨..مقصود میره سراغ امینه و میگه امشب شام باهم بریم بیرون امینه هم قبول میکنه..دافنه ناراحته و زنگ میزنه به امینه ولی امینه بهش میگه امشب بیا اینجا چون من میخوام بادوستم برم بیرون دافنه هم میگه باشه میام..شب:الیف خیلی ناراحته و میاد پیش قهرمان و دافنه و بهشون میگه من دیگه نمیتونم ادامه بدم و بچه رو نگه دارم..دافنه عصبی میشه و میگه یعنی چی نمیتونم عفت هم میاد،قهرمان میگه الیف حق داره نظر بده بعد هم به الیف میگه برو تو اتاقت..قهرمان و عفت و دافنه بحثشون میشهالیف هم تمام وسایلشو جمع میکنه و از خونه میره..قهرمان میره دنبالش و سوار ماشینش میکنه،دافنه هم این صحنه رو میبینه ولی یکدفعه حالت تهوع میگیره..کرم هم رفته پیش قدیر و از باباش میگه بعد هم باهم یه عکس سلفی میگیرن..پایان

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت ۱۴ سریال دست سرنوشت

قسمت۱۴ سریال دست سرنوشت -شنبه ۸ آبان
قهرمان الیف رو میبره بیرون و باهم حرف میزنن، الیف میگه من نمیتونم این ریسکو بکنم و مادرمو از دست بدم،قهرمان هم میگه حالا که بچه رو نمیخوای بریم همین الان تمومش کنیم خیالت هم از بابت مادر و خواهرت راحت باشه هرکاری بتونم براشون انجام میدم،اما الیف گریه میکنه و میگه نمیتونم این بچه رو بکشم،الیف خیلی پریشونه و قهرمان بغلش میکنه تا بهش دلداری بدهالیف و قهرمان برمیگردن خونه..قراره فرداصبح نازلی رو عمل کنند و الیف هم باهاش تلفنی حرف میزنه..دافنه هم بعد از اینکه خیالش از بابت بچه راحت میشه میره خونه ی باباش تا امینه بره سرقرارش با مقصود..مریم با قهرمان حرف میزنه و میگه اجازه بده کرم با الیف باشه و بش کمک کن چون کرم خیلی ناراحته..امینه حاضر میشه به خودش عطرمیزنه،دافنه هم بش نزدیک میشه تا بوسش کنه اما یکدفعه از بوی عطر باز حالت تهوع میگیره،امینه با مقصود میره رستوران و راجع به کار حرف میزنن مقصود میگه اگه تا چند روز آینده کار گیرم نیاد برمیگردم شهرمون..ضیاخان خیلی نگرانه به خاطر قدیر،عفت هم دلداریش میده اما عفت هنوز خبر نداره که قدیر برگشته..شوکران و یعقوب هم از رستوران برمیگردن و شوکران همش با انگشتری که یعقوب بهش هدیه داده افاده میاد ولی هیچکس حتی به انگشترش توجه میکنه😂..الیف تو حیاطه و کرم میاد پیشش و میگه لطفا حرفای اونشب رو فراموش کن ما میتونیم باهم دوست باشیم الیف هم میگه باشه و میره تو اتاقش،کرم میاد پیش بقیه ی اعضای خانواده و بهش میگن کجا بودی؟کرم میگه پیش دوستم آقا ایحان بودم(یعنی همون قدیر)یعقوب و ضیاخان هم اعصابشون خراب میشه..قهرمان رفته پیش دوستش جلال و باهم دردودل میکنه، قهرمان میگه دارم بچه دار میشم ولی دافنه حامله نیستامینه راجع به شاهین(یا همون مقصود)با دافنه حرف میزنه و میگه اگه ممکنه به عنوان راننده اینجا استخدامش کن،دافنه هم میگه بگو فردا بیاد ببینمش..دافنه دلش هوس شکلات میکنه و به امینه میگه فردا تست میدم شاید حامله باشم..ضیاخان هم با یعقوب حرف میزنه و اسلحشو در میاره و میگه قدیر رو فردا ببر به انبار قدیمی..پایان..کپی ممنو

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت ۱۵ سریال دست سرنوشت

قسمت۱۵ سریال دست سرنوشت -یکشنبه ۹ آبان
قهرمان همه چیز رو برای دوستش جلال تعریف میکنه و بعد هم شروع میکنه به ساز زدن و یه آهنگ میخونه…قهرمان مست برمیگرده خونه و میره سرمبل میخوابه،الیف هم اونو میبینه و یه پتو میبره و روش میندازه..دافنه هم شب رو خونه ی باباش میمونه و همش دستشو میزاره رو شکمش و فکر میکنه که حامله هست..صبح: دافنه میره یه تست حاملگی میگیرهالیف و قهرمان هم میرن بیمارستان چون قراره نازلی عمل بشه..نَیر(دختر یعقوب)میره پیش سلیم(پسر آیسل و خلیل) و میگه لطفا آخر هفته بیا بریم جشن تولد دوستم اما سلیم دوست نداره بره و میگه نمیام، نیر هم ناراحت میشه…قهرمان تو ماشین با الیف راجع به کرم حرف میزنه،الیف هم میگه من تقصیری ندارم حتی بهش گفتم نمیشه،قهرمان: میدونم اما بازم حواست باشه چون کرم خیلی برام عزیزه ولی اگه تو این وضعیت نبودی بازم به کرم جواب نه میدادی؟ الیف:نمیدونم
دافنه تست بارداری رو انجام میده و به امینه میگه حامله ام و خیلی خوشحاله بعد هم میره که وقت دکتر بگیره،امینه هم خیلی تعجب میکنه…قهرمان و الیف میرن بیمارستان، الیف با نازلی حرف میزنه و بهش دلداری میده تا بخاطر عمل نترسه،یه دسته گل میارن و به الیف میدن، الیف کارت دسته گل رو میخونه و میفهمه از طرف مقصود هست عصبانی میشه و دسته گل رو میندازه سطل آشغالعفت خانم میره زندان و میخواد مادرالیف رو ببینه ولی قبل از ملاقات با وکیلشون حرف میزنه، وکیل میگه اگه همه چیز خوب پیش بره بعد از جلسه ی اول دادگاه میتونیم سلطان خانم(مادرالیف)رو آزاد کنیم، عفت میگه نه فعلا نباید آزاد شه باید یکم بیشتر تو زندان بمونه هرموقع که من بتون گفتم اونموقع دست به کار بشید و کسی هم نباید راجع به این موضوع اطلاع داشته باشه…مقصود میاد خونه ی بابای دافنه و باهاش راجع به کار حرف میزنه،دافنه هم بخاطر امینه قبول میکنه که مقصود راننده ی خونه بشه…نازلی رو هم میبرن اتاق عمل و الیف همش نگرانشه…عفت خانم با سلطان حرف میزنه و میگه برات سوتفاهم پیش اومده و براش توضیح میده که قضیه چی بوده و اونروز تو کشتی دافنه زن قهرمان هم بوده،سلطان هم خیالش راحت میشه..پایان.

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت ۱۶ سریال دست سرنوشت

قسمت ۱۶ – دوشنبه ۱۰ ابان
الیف و قهرمان منتظرن نازلی از اتاق عمل بیاد بیرون،پرستار میاد و میگه مریض نیاز به خون داره و گروه خونش AB منفی هست ولی گروه خونی الیف با خواهرش فرق داره…یعقوب با یه شرکت حمل و نقل قرارداد میبنده ولی خبر نداره اون شرکت میخواد جنس قاچاق از مرز رد کنه…قهرمان زنگ میزنه به یعقوب و میگه خون نیاز داریم اگه کس هست که AB منفی باشه بیاد خون بده، کرم هم AB منفی هست و میره و خون میده…دافنه هم میره مطب دکتر،خیلی ذوق داره و فکر میکنه حاملست..یعقوب با دونفر از آدماش میره سراغ قدیر و سوارماشینش میکنه…نازلی عمل تموم میشه و دکتر میگه حالش خوبه الیف تشکرمیکنه ولی دکتر میگه باید از کسی تشکر کنید که بهش خون داد اون نجاتش داد،کرم میاد و الیف میره و بغلش میکنه و ازش تشکر میکنه قهرمان هم شوکه میشه از این رفتار الیف
دکتر دافنه رو معاینه میکنه ولی بهش میگه حامله نیستید،فقط علایمشو داشتید که ما به این مورد میگیم “حاملگی پوچ”، شما هیچوقت نمیتونید بچه دار بشید، دافنه میگه از طریق رحم اجاره ای چی؟دکتر میگه تخمک های شما قابلیت باوری خودشونو از دست دادند به خاطر همین از هیچ روشی نمیتونید بچه دار بشید
عفت میاد بیمارستان و با الیف حرف میزنه و میگه مادرت فهمید که اشتباه کرده، الیف میگه: خب چرا همچین فکری کرده بود،عفت هم توضیح میده که مقصود رفته بوده پیشش…یعقوب و افرادش قدیر رو بردن کارگاه قدیمی،یعقوب در حال کتک زدن قدیر هست که ضیاخان میرسه و همه رو بیرون میکنه و تنهایی با قدیر حرف میزنه،قدیر کوتاه نمیاد و همش میگه میخوام دوباره با خانوادم باشم،یعقوب بیرون منتظره که صدای شلیک اسلحه میاد و ضیاخان از انبار بیرون میاد و به یعقوب میگه سوار شو بریم….دافنه زنگ میزنه به دکتری که کار رحم اجاره ای رو انجام داده و میگه من امروز فهمیدم که تخمکای من برای انتقال مناسب نیستند دکتر میگه من به عفت خانم همه چیز رو گفتم از اون بپرسید و قطع میکنه.دکتر بلافاصله به عفت خانم اطلاع میده…قهرمان هم واسه بچه یه گردونه میخره و میده به الیف و باهم بازش میکنن و خوشحالن این درحالیکه دافنه و امینه برای اینکه شکشون برطرف شه به یه دکتر دیگه ایمیل میزنن و میفهمن که واقعا دافنه هیچوقت باردار نمیشه،دافنه ی بیچاره گریه میکنه و میگه پس این بچه، بچه ی کیه؟!…صبح:دافنه با عصبانیت میره خونه و میره تو اتاق عفت خانم و ازش میپرسه مادر اون بچه کیه؟قهرمان هم میاد دو دافنه میگه من مادر اون بچه نیستم دکتر گفته نمیتونم باردار بشم ولی عفت خانم اصلا لو نمیده و میگه اون بچه ی شماست
پایان..

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت ۱۷ سریال دست سرنوشت

قسمت۱۷-سه شنبه ۱۱ آبان
عفت و قهرمان میگن اون بچه ی توئه ولی دافنه باور نمیکنه و میگه نکنه شما دوتا باهم دست به یکی کردید بعد هم گریه میکنه و میره سوارماشینش میشه و با سرعت رانندگی میکنه،قهرمان هم میره دنبالش و جلوی ماشینش وایمیسه و میگه چکار میکنی بازم میخوای اون اتفاق بیوفته؟دافنه میگه اون بچه ی ما نیست،قهرمان میگه من و تو باهم رفتیم قبرس اون بچه ی ماست..اما دافنه باور نمیکنه و میگه میخوام تنها باشم و میره…یعقوب به باباش میگه قدیر رو کشتی؟فیلم به عقب برمیگرده و نشون میده که قدیر قبل از اینکه ضیاخان بش شلیک کنه میگه یه خواسته دارم اونم اینه که این صدای ضبط شده رو گوش بدید،ضیاخان هم گوش میده:صدای کرم هست که میگه بابابزرگم وقتی عصبانی میشه هیچکس نمیتونه بره طرفش اما هیچوقت سر من داد نمیزنه،برا من هرکاری میکنه حتی اگه میتونست بابامو برمیگردوند،من خیلی دوسش دارم حتی دعا میکنم که هیچوقت مرگشو نبینم و خودم زودتر بمیرم…ضیاخان با شنیدن این حرفا گریه میکنه و یه تیر هوایی شلیک میکنه و میره…قدیر با کرم حرف میزنه میگه شب بریم بیرون، اما کرم میگه امشب من میرم لندن بخاطر پایان نامه ی دانشگاهم،همین موقع مریم زنگ میزنه و به کرم میگه زود بیا خونه و قطع میکنه،کرم میره اب میوه بگیره که دوباره مریم زنگ میزنه و موبایل کرم مونده سر میز بخاطر همین قدیر گوشی رو برمیداره و صدای مریم رو میشنوه اما خودش چیزی نمیگه، بعد هم شماره ی مریم رو برمیداره…قهرمان میره پیش مادرش و بش میگه شما که چیزی رو از ما پنهون نکردید؟عفت میگه نه من فقط کارایی که شما خواستید رو ردیف کردم بعد هم یکدفعه حالش بد میشه و فشارش میوفته البته یکم بعد خوب میشه…قدیر باز به مریم زنگ میزنه اما فقط صداشو گوش میده و چیزی نمیگه…دافنه رفته یه رستوران و زنگ میزنه به امینه که بیاد پیشش،مقصود هم میمونه که مواظب بابای دافنه باشه،مقصود حوصلش سر میره شروع میکنه به حرف زدن با بابای دافنه و بهش میگه میخوام دافنه رو بدزدم…الیف رفته برای نازلی لباس بخره اما لباسا گرونن و پولشو نداره که بخره برمیگرده خونه به قهرمان میگه من باید کار کنم،قهرمان هم که اعصابش خرابه میگه الان نمیتونم باهات حرف بزنم و میره…امینه به دافنه میگه الان به خاطر هیچی اوضاع رو بهم نریز،اینطوری داری زندگیتو خراب میکنی!دافنه میگه باید برم قبرس و مطمئن بشم،امینه:امروز با قهرمان آشتی کن ولی فردا برو قبرس به بقیه هم بگو که به خاطر کار داری میری آنکارا…یعقوب بخاطر اینکه کرم میخواد بره لندن برای شب یه برنامه ی مهمونی میچینه که الیف هم بیاد.پایان..

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت ۱۸ سریال دست سرنوشت

قسمت ۱۸ – چهارشنبه ۱۲ آبان
دافنه ناراحته و میره تو یه پارک میشینه و به بچه ها نگاه میکنه..تو خونه همه دور کرم جمع شدن و مریم ناراحته که کرم میخواد بره،ضیاخان با کرم تنهایی حرف میزنه و میگه من هم جای پدرت بودم هم پدربزرگت،نمیدونم تونستم وظیفمو خوب انجام بدم، کرم میگه شما هرکار تونستید برام کردید هرچی میخواستم بم دادید، ضیاخان هم خوشحال میشه و بغلش میکنه…قدیر باز به مریم زنگ میزنه و مریم جواب میده اما قدیر بازم هیچی نمیگه…الیف میره دیدن مادرش و مادرش ازش معذرت خواهی میکنه بخاطر حرفایی که زده
یعقوب و شوکران باهم حرف میزنن و یعقوب به شوکران میگه که کرم عاشق الیف شده،امشب هم goodbye party کرم هست الیف رو هم قانع کن بیاد یه لباس خوشگل هم بهش بده
شب تولد دوست نیر هست،نیر به دوستاش تو مدرسه گفته که دوستپسرش تازه از خارج اومده و همه فکر میکنن خیلی پولدار و معروفه،بهش میگن امشب برای تولد میاد،نیر هم میگه نه نمیاد باباش تازه از خارج اومده،یکی از دخترا هم بهش میگه نکنه دروغ میگی و مسخرش میکنه..یکی از پسرای مدرسه هم چشمش دنبال نیر هست.
دافنه میاد خونه و از عفت خانم هم معذرت خواهی میکنه…شوکران و یعقوب هم از عفت خانم اجازه میگیرن تا شب الیف رو هم با خودشون ببرن بیرون..الیف میره پیش قهرمان و میگه اومدم پول لباسی که برای نازلی خریدی رو بدم البته فعلا نصفشو میدم(واقعا کارای الیف قابل درک نیست اون همه دافنه براش لباس خرید ولی نگفت میخوام پولشو پس بدم😒حالا اومده به قهرمان میگه…)قهرمان پولو نمیگیره.
شب:همه آماده میشن که برن بیرون،الیف هم یه لباس ساده میپوشه اما شوکران میاد و میگه با این لباس نمیشه یکی از لباسای جانان رو بت میدم و میبرتش پیش جانان و یه لباس براش انتخاب میکنه و به جانان میگه آرایشش کنه…

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت ۱۹ سریال دست سرنوشت

خلاصه ی قسمت ۱۹ – جمعه ۱۴ آبان
همه آماده شدن و میخوان برن بیرون،الیف هم با یه لباس شیک میاد و همه رو شگفت زده میکنه،دافنه هم بدش از نگاه های قهرمان به الیف میاد،کرم هم که وقته از هوش بره به خاطر زیبایی الیف😂کرم بهش میگه چقدر خوشگل شدی
همه میرن و فقط عفت و ضیاخان میمونن و باهم حرف میزنن،قراره ضیاخان هم فردا بره به هاتای کرم و مریم و یعقوب و شوکران به همراه قهرمان و دافنه و الیف میرن دیسکو،دافنه بخاطر حاملگی دروغینش مجبوره مشروب نخوره،شوکران به الیف اصرار میکنه و میگه بخور اما الیف هم به خاطر حامله بودن نمیخوره…نیر هم رفته مهمونی دوستش اما سلیم باهاش نرفته بخاطر همین ولکان(پسری که چشمش دنبال نیر هست)میره و همش دور و بر نیر میپلکه و بهش میگه تو چقدر آروم مشروب میخوری حتما میترسی مست بشی،نیر میگه نه اینطور نیست،ولکان میگه پس بیا و ثابت کن و یه لیوان آبجو میاره و میزاره جلوی نیر،یکی هم برای خودش میاره و میگه باهم میخوریم اگه تو تونستی تا آخر یجا بخوری که من از اینجا میرم ولی اگه من بردم و زودتر آبجو رو خوردم تو باید باهام برقصی،نیر هم مجبور میشه قبول کنه اما نیر نمیبره و ولکان برنده میشهزطرفی خلیل یه کیف خوشگل میخره و میبره میده به سلیم و میگه این هدیه رو ببر بده به دوستت و برو مهمونی،سلیم هم خوشحال میشه و قبول میکنه.
دیسکو:دی جی یه آهنگ پخش میکنه و یعقوب جوگیر میشه و میره وسط میرقصه😂شوکران هم میره به دی جی میگه یه آهنگ رمانتیک بزار بعد هم میره با یعقوب میرقصه،قهرمان و دافنه هم باهم میرقصن،کرم هم به الیف پیشنهاد رقص میده اما الیف رد میکنه…الیف همش به قهرمان و دافنه نگاه میکنه که دارن میرقصن و دافنه متوجه میشه و اصلا خوشش نمیاد…یعقوب و شوکران هم میخوان یه کاری کنن که الیف با کرم برقصه شوکران میره و کرم رو بلند میکنه و باهاش میرقصه،یعقوب هم الیف رو بلند میکنه و وقتی شوکران و الیف حین رقص میچرخن،شوکران میاد پیش یعقوب و الیف رو میندازن بغل کرم،کرم و الیف باهم میرقصن و کرم به الیف میگه بیشتر از همه دلم برای تو تنگ میشه،الیف میگه شما که گفتید دوست میمونیم،کرم:خب آره ببین من دارم میرم ولی فقط میخوام ای رقص رو باهم تموم کنیم…قهرمان هم خیره شده به الیف و کرم و اصلا از کنار هم بودن اونا خوشش نمیاد و سریع به گارسون اشاره میده که صورت حساب رو بیاره بعد هم میره جلو و به کرم میگه بریم دیر به پرواز میرسی

سلیم میرسه مهمونی اما میبینه که نیر داره با ولکان میرقصه،عصبانی میشه و میره یه مشت نثار وُلکان میکنه👊بعد هم از مهمونی میاد بیرون،نیر هم میاد دنبالش و میگه چکار میکنی؟سلیم:من به خاطر اینکه تو ناراحت نشی اومدم ولی انگار به تو خیلی خوش میگذره و با تاکسی میره،وُلکان و دوستاش هم میرن دنبال سلیم
کرم از همه خداحافظی میکنه با تاکسی میره که بره فرودگاه
ولکان و دوستاش هم جلوی تاکسی سلیم رو میگیرن و پیادش میکنن و شروع میکنن به زدنش،همین موقع کرم هم تو تاکسی این دعوا رو میبینه و پیاده میشه و میره میبینه که دارن سلیم رو میزنن،کرم هم غیرتی میشه شروع میکنه به زدن ولکان دوستاش.
دافنه و قهرمان میان خونه و قهرمان به دافنه میگه تمام شب ناراحت بودی چرا؟ دافنه میگه الیف داره به همه ی خانواده ی ما نزدیک میشه و همه خوشحالن،قهرمان: من نمیخواستم امشب بیاد،کرم به الیف علاقه داره و نمیتونم بزارم باهم باشن چون اون بچه ی ما رو داره..دافنه:من تمام شب حواسم به الیف بود اون فقط قصد داره توجه تو رو جلب کنه قهرمان:تو دچار توهم شدی..دافنه:تو هر روز داری از من دورتر میشی.قهرمان هم میگه همچین چیزی نیست و میره تو حیاط.
دافنه میره به اتاق الیف و میگه امشب بهت خوش گذشت؟چون ستاره ی شب تو بودی و همه توجه ها به تو بود..الیف: من نمیخواستم بیام شوکران خانم اصرار کرد..دافنه:نمیخوام زیاد به خانوادم نزدیک شی و صمیمی شی چون بعد از اینکه بچمون به دنیا بیاد تو برمیگردی به همون جایی که بودی پس الکی رویا پردازی نکن.
کرم و سلیم هم میوفتن زندان و شب رو همونجا میمونن..صبح:دافنه میره قبرس،دکتر بهش میگه اون بچه ی شماست،اما دافنه باور نمیکنه و میگه من میتونم با آزمایش دادن بفهمم که اون بچه ی منه یا نه و اگه من مادرش نباشم همه ی شما بدبخت میشید پس حقیقت رو به من بگید…به قهرمان زنگ میزنن و میگن کرم زندانی شده،قهرمان هم میره اداره ی پلیس..

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت ۲۰ سریال دست سرنوشت

خلاصه ی قسمت ۲۰ – شنبه ۱۵ آبان
قهرمان کرم و سلیم رو از بازداشتگاه میاره بیرون
دکتر دافنه بلاخره حقیقت رو میگه: دافنه خانم تخمک های شما قابلیت باوری ندارن من این موضوع رو به عفت خانم گفتم ولی عفت خانم اصرار داشتند که این کار انجام بشه و بخاطر اینکار از تخمک های الیف خانم استفاده کردیم..دافنه گریه میکنه و میگه چرا زندگی منو خراب کردید قهرمان هم خبر داره؟..دکتر میگه نه فقط عفت خانم میدونستن دافنه خیلی ناراحت میشه و میگه زندگی همتون رو سیاه میکنم و میره…از طرفی قهرمان هم میفهمه که دافنه بخاطر کارش نرفته آنکارا… دافنه برمیگرده خونه و میره سراغ عفت خانم و با خودش میبرتش بیرون و کنار جاده ماشین رو نگه میداره و میگه من همه چیز رو میدونم،اون بچه ی من نیست، بچه ی الیف و قهرمانه،شما چطور اینکار کردید؟چرا دروغ گفتید؟ عفت میگه تو بچه میخواستی چون نمیخواستی قهرمان رو از دست بدی منم زندگیتو نجات دادم.. دافنه؛ من همه چیز رو به قهرمان میگم، عفت: باشه بگو و خودتو به عنوان یه زن نازا به همه معرفی کن یا اینکه ساکت بمون.دافنه هم فکر میکنه که چکار کنه و یکدفعه درای ماشین رو قفل میکنه و میخواد هم خودشو هم عفت رو به کشتن بده اما عفت میگه عیبی نداره اینکارو بکن من به اندازه کافی عمر کردم، دافنه هم پشیمون میشه در نهایت دافنه قبول میکنه که حرفی نزنه ولی نمیخواد که بچه به دنیا بیاداز طرفی نازلی از بیمارستان مرخص میشه و الیف میارتش به خونه.
کرم هم باز به قهرمان میگه من میخوام با الیف باشم و دیگه نمیرم لندن ولی قهرمان میگه نه باید بری اما کرم تصمیم خودشو گرفته و کوتاه نمیاد.
پایان…

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت ۲۱ سریال دست سرنوشت

قسمت ۲۱ – یکشنبه ۱۶ آبان
دافنه با امینه حرف میزنه و میگه نباید اون بچه به دنیا بیاد باید راهی برای سقط کردنش پیدا کنیم.
دافنه و امینه میرن پیش یه زنی و ازش یه دارو میگیرن برای سقط بچه،اما اون زن بهشون میگه که ممکنه برای مادر هم خطرناک باشه ولی با این حال دافنه دارو رو میگیره
الیف و عفت میرن با قهرمان حرف میزنن و میگن که الیف باید یه کار داشته باشه چون نازلی شک میکنه،قرار میشه که الیف دستیار دافنه بشه.
یعقوب برای حمل و نقل با یه شرکتی قرارداد بسته بود و حالا معلوم میشه که رییس اون شرکت و مقصود باهم در ارتباطن و کارای خلاف انجام میدن.
دافنه میره خونه و دوتا لیوان شیر میریزه و تو یکیش سم میریزه و میبره برای الیف و خواهرش و لیوان شیر سمی رو میده به الیف اما الیف لیوان رو میزاره رو میز(الیف لیوان رو به طور اتفاقی میزاره لبه ی میز) لیوان هم میوفته و شیر میریزه رو زمین دافنه هم عصبی میشه و میگه حواست کجاست.
کرم هم بدجور مست کرده و توی یه بار نشسته و به عکس الیف نگاه میکنه.
دافنه و قهرمان با هم صحبت میکنن و قهرمان به دافنه میگه کجا بودی؟میدونم که آنکارا نرفتیدافنه میگه رفتم قبرس تا مطمئن شم بچه مال ماست… قهرمان: خب دکتر بهت چی گفت؟… دافنه: گفت بچه مال ما دوتاست.
پایان

خلاصه قسمت ۲۲ سریال دست سرنوشت

خلاصه ی قسمت ۲۲ و ۲۳
دافنه با قهرمان راجع به بچه حرف میزنه و میگه اگه بچه دار نمیشدم بازم دوسم داشتی؟قهرمان میگه معلومه که دوست داشتم ما قبل از این مسئله ی رحم اجاره ای هم خوشبخت بودیم،اونموقع نمیدونستم حس پدر بودن چیه و اینو قبول کرده بودم ولی الان میدونم چقدر حس خوبیه..الیف برای دافنه و قهرمان قهوه میاره، دافنه هم کلی تیکه میندازه به الیف که بهتره بعد از به دنیا اومدن بچت بری خدمتکار بشی یا باز رحم اجاره ای بشی،الیف میگه من میرم و وکیل میشم اما دافنه مسخرش میکنه نیمه های شب قهرمان میره آشپزخونه میبینه الیف داره غذا درست میکنه چون هوس کرده و بخاطر حالت تهوع الیف کمکش میکنه تا غذا رو آماده کنه بعد هم باهم میشینن و میخورن،دافنه بیدار میشه و میاد تو سالن و صدای الیف و قهرمان رو میشنوه و میره و نگاشون میکنه که دارن میخند و خیلی ناراحت میشه..کرم هم شب رو با گلایه(یکی از دوستاش میگذرونه)
صبح:دافنه دوباره یه لیوان شیر سمی به الیف میده و اصرار میکنه که بخورتش، الیف هم تا اخر میخوره…عفت خانم به الیف و دافنه میگه بریم بیمارستان برای اینکه صدای قلب بچه رو بشنویم،دافنه نمیخواد بزاره برن اما عفت اصرار میکنه و میرن..گلایه و کرم باهم صبحانه میخورن اما کرم خیلی ناراحته گلایه میگه تو چت شده؟دیگه مثل قبل نیستی! کرم هم میگه من عاشق شدم، گلایه هم با ناراحتی میگه عاشق من که نشدی،طرف کیه؟اگه عکسشوداری نشون بده،کرم هم عکس الیف رو نشون میده…عفت و دافنه و الیف در مطب دکتر هستند و عفت صدای قلب بچه رو میشنوه و ذوق زده میشه اما دافنه بی تفاوته و الیف بهش مشکوک میشهمریم به قهرمان راجع به مزاحم تلفنیش گفته بود قهرمان هم پیگیری میکنه و میرسه به اسم قدیر سِرتر..هتل قدیر رو پیدا میکنه و میره و میبینه که قدیر زندست…عفت خانم داره راجع به جنسیت بچه با دکتر حرف میزنه که یکدفعه الیف شکمش درد میگیره و حالش خراب میشه…قهرمان در حال حرف زدن با قدیر هست و بهش میگه چرا اومدی؟تو دنبال چی هستی؟ اما قبل از اینکه قدیر جواب بده عفت زنگ میزنه و میگه حال الیف بد شده بخاطر همین قهرمان سریع خودشو به بیمارستان میرسونه،عفت همش نگران حال بچه هست و به حال الیف اهمیتی نمیده، دافنه هم که منتظره بچه سقط بشه و از دست الیف راحت بشه اما قهرمان هم نگران الیف هست هم نگران بچه

سلیم و نازلی تو خونه باهم آشنا میشن و دارن حرف میزنن که نیر میاد و حسودیش میشه،میره جلو و با غرور میگه تو توی خونه ی ما میمونی؟ نازلی میگه آره و خودشو معرفی میکنه و دستشو به طرف نیر دراز میکنه که بهش دست بده اما نیر بهش دست نمیده،نازلی هم ناراحت میشه و میره تو اتاقش،سلیم هم به نیر محل نمیده و میره.
مقصود وقتی میبینه که خبری از دافنه نیست و اصلا نمیاد به باباش سر بزنه یه نقشه میکشه و مسعود خان رو میزاره رو زمین و میگه مسعود خان زمین خورده امینه میگه به آمبولانس خبر بده مقصود وانمود میکنه داره به آمبولانس خبر میده اما اینکارو انجام نمیده و اصرار میکنه که امینه به دافنه خبر بده،امینه هم زنگ میزنه و به دافنه، دافنه هم نگران میشه و خودشو میرسونه خونه ی باباش ولی جلوی در مقصود منتظرشه و میگه امینه و مسعود خان با آمبولانس رفتن شما رو من میرسونم(درصورتیکه امینه و مسعود خان هنوز تو خونه ان)دافنه هم باهاش میره اما وسطای راه متوجه میشه که به سمت بیمارستان نمیرن و دارن از شهر خارج میشن،امینه هم زنگ میزنه به دافنه اما مقصود گوشی رو ازش میگیره و ماشینو نگه میداره و میگه من مقصودم،همون که یبار تلفنی باهاش حرف زدی،دافنه میگه از من چی میخوای؟ مقصود: از تو نه ولی قهرمان خان باید الیف رو به من بده..بعد هم یه دستبند به دافنه میده و میگه دستاتو ببند اما دافنه دستبند رو میزنه تو سر مقصود و فرار میکنه تو جنگل اما پاش پیچ میخوره و میوفته و میخوره به یه درخت و بیهوش میشه،مقصود هم کولش میکنه و میزارتش تو ماشین و با خودش میبرتشاز طرفی دکتر به قهرمان و عفت میگه حال مادر خوبه ولی بچه هنوز در خطره بعد هم به قهرمان میگه الیف خانم میخواد شما رو ببینه…قدیر هم زنگ میزنه به کرم و میگه باید ببینمت کارت دارم…پایان

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت ۲۳ سریال دست سرنوشت

قسمت۲۴ – چهارشنبه ۱۸ آبان
قدیر میره سر قرارش با کرم و بهش میگه یه مسئله ی مهمی هست که باید بت بگم،از طرفی یعقوب یه مرد رو استخدام کرده که قدیر رو تعقیب کنه اون مرد هم وقتی کرم و قدیر رو باهم میبینه به یعقوب خبر میده قدیر به کرم میگه تو گفتی باباتو نمیشناسی عکس هم ازش نداری؟ کرم هم میگه نه ندارم،قدیر عکس خودش و مریم و کرم رو درمیاره و میخواد به کرم بده که گوشیش زنگ میخوره و جواب میده و ساکت میشه
قهرمان با الیف حرف میزنه؛الیف گریه میکنه و بخاطر بچه نگرانه و میگه ببخشید تقصیر منه که مواظبش نبودم،اما قهرمان دلداریش میده و دستشو میزاره رو سر الیف و نوازشش میکنه.
مقصود دافنه رو برده به یه کلبه و دستاشو هم بسته،دافنه بهوش میاد و حالش خوبه،مقصود زنگ میزنه به قهرمان و میگه زنتو دزدیدم اگه زنتو میخوای امشب باید برام الیف رو بیاری قهر بدجور عصبی میشه ولی به ناچار قبول میکنه.
یعقوب میره هتل پیش قدیر و باهاش حرف میزنه و میگه فکر کردی اگه مریم و کرم همه چیز رو بفهمن چیزی عوض میشه؟قدیر هم میگه چیه میترسی کارای تو رو بشه تو همه رو گول زدی حتی ضیاخان ولی نمیتونی گول بزنی من همه چیز رو به کرم میگم ضیاخان هم از هاتای برمیگرده….قدیر با یه نفر تلفنی حرف میزنه و اون شخص بهش میگه فقط یه ماه وقت داری،قدیر هم ناراحت میشه و بعد از حرف زدن با اون، زنگ میزنه به مریم و بازم به صدای مریم گوش میده و بدون اینکه حرفی بزنه قطع میکنه بعد هم چمدونشو میاره و لباساشو میندازه تو چمدون…هارون(همون مردی که یعقوب باهاش شریک شده و مقصود براش کار میکنه) به شرکت میاد و زمان اولین بارگیری رو مشخص میکنن…دافنه با مقصود حرف میزنه و میگه چرا الیف رو میخوای؟مقصود میگه چون عاشقشم،دافنه:اونم تورو دوست داره؟ مقصود با کمی مکث میگه بعدا عاشقم میشه،دافنه:خب شاید یکی دیگه دوست داشته باشه اونوقت میخوای بزور عاشقش کنی؟ مقصود: بزور که نمیشه ولی الیف نمیتونه مال کس دیگه ای بشه یا مال من میشه یا باید مال من بشهقهرمان میره خونه ی مسعود خان و با امینه حرف میزنه و متوجه میشه که شاهین همون مقصود بوده.بعد هم شماره ی پلاک ماشین مقصود رو میگیره..ضیاخان میاد خونه و عفت بهش میگه که دافنه رو دزدیدن،ضیاخان زنگ میزنه به قهرمان و میگه عروسم و نوه ام رو بیار خونه،قهرمان میگه نگران نباش پیداشون میکنم ولی به کسی چیزی نگید..پایان..

خلاصه قسمت ۲۴ سریال دست سرنوشت

قسمت ۲۴ – چهارشنبه ۱۹ آبان
قدیر میره سر قرارش با کرم و بهش میگه یه مسئله ی مهمی هست که باید بت بگم،از طرفی یعقوب یه مرد رو استخدام کرده که قدیر رو تعقیب کنه اون مرد هم وقتی کرم و قدیر رو باهم میبینه به یعقوب خبر میدهقدیر به کرم میگه تو گفتی باباتو نمیشناسی عکس هم ازش نداری؟ کرم هم میگه نه ندارم،قدیر عکس خودش و مریم و کرم رو درمیاره و میخواد به کرم بده که گوشیش زنگ میخوره و جواب میده و ساکت میشه
قهرمان با الیف حرف میزنه؛الیف گریه میکنه و بخاطر بچه نگرانه و میگه ببخشید تقصیر منه که مواظبش نبودم،اما قهرمان دلداریش میده و دستشو میزاره رو سر الیف و نوازشش میکنه.
مقصود دافنه رو برده به یه کلبه و دستاشو هم بسته،دافنه بهوش میاد و حالش خوبه،مقصود زنگ میزنه به قهرمان و میگه زنتو دزدیدم اگه زنتو میخوای امشب باید برام الیف رو بیاری قهر بدجور عصبی میشه ولی به ناچار قبول میکنه.
یعقوب میره هتل پیش قدیر و باهاش حرف میزنه و میگه فکر کردی اگه مریم و کرم همه چیز رو بفهمن چیزی عوض میشه؟قدیر هم میگه چیه میترسی کارای تو رو بشه تو همه رو گول زدی حتی ضیاخان ولی نمیتونی گول بزنی من همه چیز رو به کرم میگمضیاخان هم از هاتای برمیگرده….قدیر با یه نفر تلفنی حرف میزنه و اون شخص بهش میگه فقط یه ماه وقت داری،قدیر هم ناراحت میشه و بعد از حرف زدن با اون، زنگ میزنه به مریم و بازم به صدای مریم گوش میده و بدون اینکه حرفی بزنه قطع میکنه بعد هم چمدونشو میاره و لباساشو میندازه تو چمدون…هارون(همون مردی که یعقوب باهاش شریک شده و مقصود براش کار میکنه) به شرکت میاد و زمان اولین بارگیری رو مشخص میکنن…دافنه با مقصود حرف میزنه و میگه چرا الیف رو میخوای؟مقصود میگه چون عاشقشم،دافنه:اونم تورو دوست داره؟ مقصود با کمی مکث میگه بعدا عاشقم میشه،دافنه:خب شاید یکی دیگه دوست داشته باشه اونوقت میخوای بزور عاشقش کنی؟ مقصود: بزور که نمیشه ولی الیف نمیتونه مال کس دیگه ای بشه یا مال من میشه یا باید مال من بشهقهرمان میره خونه ی مسعود خان و با امینه حرف میزنه و متوجه میشه که شاهین همون مقصود بوده.بعد هم شماره ی پلاک ماشین مقصود رو میگیره..ضیاخان میاد خونه و عفت بهش میگه که دافنه رو دزدیدن،ضیاخان زنگ میزنه به قهرمان و میگه عروسم و نوه ام رو بیار خونه،قهرمان میگه نگران نباش پیداشون میکنم ولی به کسی چیزی نگید..پایان..

عکس های سریال دست سرنوشت | خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت ۲۵ سریال دست سرنوشت

قسمت ۲۵ – جمعه ۲۱ آبان
ضیاخان از عفت خانم سراغ الیف رو میگیره،عفت میگه امروز الیف حالش بد شد بردیمش بیمارستان،دکترا هم گفتن چون خواهرش بیماری قلبی داره باید بستری شه و چکاب شه ولی چون نمیخوایم خواهرش ناراحت شه تو هم چیزی نگو،ضیاخان هم میگه هرطور تو صلاح میدونی…عفت هم با نازلی حرف میزنه و میگه الیف و دافنه رفتن خونه ی بابای دافنه چون پرستار باباش رفته مرخصی ولی زود برمیگردنالیف هم تو بیمارستانه و دعا میکنه که بچه زنده بمونه
زندان:سلطان(مادرالیف) و بقیه ی زندانی ها تو بندشون هستند که یکی از مامورا میاد و براشون نامه میاره،سلطان منتظر نامه نیست اما میبینه که از طرف نازلی براش نامه اومده و کلی خوشحال میشه،سلطان تو زندان با یه دختری صمیمی شده،اون دختر به خاطر اینکه ناپدریشو که قصد تجاوز بهش رو داشته زندانی شده،سلطان و اون دختر همدم همدیگه شدن تو زندان.
قهرمان میره پیش الیف و بهش میگه مقصود برای تو مهمه؟ الیف میگه نه اصلا، قهرمان:مقصود دافنه رو دزدیده و ازم خواسته تو رو بهش بدم، الیف فکر میکنه قهرمان میخواد اونو بهش بده و میگه من بمیرمم پیش اون نمیرم،اون عامل بدبختی ماست،اگه منو بدین بچه چی میشه، قهرمان:من تو رو بهش نمیدم، الیف هم خیالش راحت میشه و میگه کاش بابام هم همین حرف رو میزد.
مقصود پسرداییشو فرستاده که بره سر قرار با قهرمان و الیف رو بیاره اما قهرمان نمیره سر قرار، مقصود هم عصبانی میشه و به دافنه میگه چرا شوهرت الیف رو نمیاره و میخواد دافنه رو بزنه،دافنه هم خیلی ترسیده و گریه میکنه و میگه چون الیف بیمارستانه،مقصود اینو که میشنوه بدتر عصبانی میشه و میگه با الیف چکار کردید؟ همین موقع قهرمان میرسه(قهرمان رد گوشی دافنه و ماشین مقصود رو گرفته بود و فهمیده بود که کجا هستن) قهرمان درمیزنه و مقصود با اسلحه میاد جلو در ام قهرمان اونو میزنه و پلیسا هم میرسن و مقصود دستگیر میشه و قهرمان هم دافنه رو با خودش میبره…کرم میاد خونه و با مامانش راجع به آیحان آقا حرف میزنن که میخواسته یه چیزی بش بگه اما بعد از تماسی که باهاش گرفته شده رفته،کرم میخواد عکس آیحان رو به مریم نشون بده اما گوشیش بخاطر شارژ کم خاموش میشه و مریم عکس رو نمیبینه..قهرمان به ضیاخان خبر میده که حال الیف خوبه ضیاخان هم خوشحال میشه.پایان.

خلاصه قسمت ۲۶ سریال دست سرنوشت

خلاصه ی قسمت ۲۶ – شنبه ۲۲ آبان
تو قسمت قبل یه نکته جا موند که من تو خلاصه توضیح ندادم اونم این بود که شوکران سر میز شام خیلی راجع به الیف و دافنه و قهرمان سوال میپرسید و چون ضیاخان و عفت خانم خودشون کلی نگران بودن به شوکران گیردادن و کلی عصبانی شدن از سوالای شوکران نیر میره به اتاق شوکران و میگه مامان چرا ساکت موندی،چرا بابا هیچکاری نکرد؟ اما شوکران طوری رفتار میکنه که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده.
قهرمان و دافنه تو ماشینن و باهم حرف میزنن قهرمان اصرار داره که دافنه رو ببره بیمارستان اما دافنه میگه نه فقط بریم خونه بعد هم راجع به الیف و بچه حرف میزنن،قهرمان میگ%D بعد از تماسی که باهاش گرفته شده رفته،کرم میخواد عکس آیحان رو به مریم نشون بده اما گوشیش بخاطر شارژ کم خاموش میشه و مریم عکس رو نمیبینه..قهرمان به ضیاخان خبر میده که حال الیف خوبه ضیاخان هم خوشحال میشه.پایان.

خلاصه قسمت ۲۶ سریال دست سرنوشت

خلاصه ی قسمت ۲۶ – شنبه ۲۲ آبان
تو قسمت قبل یه نکته جا موند که من تو خلاصه توضیح ندادم اونم این بود که شوکران سر میز شام خیلی راجع به الیف و دافنه و قهرمان سوال میپرسید و چون ضیاخان و عفت خانم خودشون کلی نگران بودن به شوکران گیردادن و کلی عصبانی شدن از سوالای شوکران نیر میره به اتاق شوکران و میگه مامان چرا ساکت موندی،چرا بابا هیچکاری نکرد؟ اما شوکران طوری رفتار میکنه که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده.
قهرمان و دافنه تو ماشینن و باهم حرف میزنن قهرمان اصرار داره که دافنه رو ببره بیمارستان اما دافنه میگه نه فقط بریم خونه بعد هم راجع به الیف و بچه حرف میزنن،قهرمان میگه دکتر گفته خطر سقط توی سه ماه بارداری زیاده ولی شایدم مادر خودش خواسته بچه رو بندازه اما الیف همچین کاری نمیکنه،دافنه میگه شایدم اینکارو کرده باشه ما که نمیشناسیمش حتی یبارم گفت بچه رو نمیخوام اما قهرمان قبول نمیکنه…مقصود از کلانتری زنگ میزنه به پسرداییش و میگه الیف بیمارستانه ببین چش شده و بم خبر بده.
دافنه و قهرمان میرسن خونه،دافنه میره تو اتاقشون اما قهرمان بیرون میمونه و زنگ میزنه به هتلی که قدیر توش میموند و میخواد باهاش حرف بزنه اما میفهمه قدیر از اونجا رفته، دافنه هم میره دوش میگیره و خیلی ناراحته بخاطر کاری که با الیف کرده،صبح:قهرمان داره به دافنه وقتی خوابه نگاه میکنه،دافنه هم بیدار میشه و بغلش میکنه،قهرمان بلند میشه و میره سمت میز و میخواد یه چیزی برداره که کیف دافنه رو میندازه زمین و وسایلش میوفته زمین دافنه هم میترسه که قهرمان سم رو ببینه،اما قهرمان وسایل دافنه رو میندازه تو کیف و اصلا حواسش به سم نیست و میره بیرون،دافنه هم سریع سم رو برمیدارهدرد الیف باز شروع میشه و بخاطر همین میبرنش مراقبت های ویژه…قهرمان میره پیش باباش و میگه قدیر زندست،ضیاخان هم خودشو میزنه به اون راه که یعنی خبر نداشته…خلیل به عفت خانم و قهرمان خبر میده که الیف حالش بد شده،قهرمان میاد بیمارستان و دکتر بهش میگه ما نمیدونیم دلیل این حال بد الیف چیه ولی ممکنه بیمار و بچه رو از دست بدیم…پایان.

عکس های قسمت های پایانی سریال دست سرنوشت

 
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

این سایت در ستاد ساماندهی وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است. کپی برداری از مطالب سایت با درج لینک منبع مجاز می باشد. سایسون